وبلاگ شخصی مونا گلناز

از آهیانه گیلان تا سلولهای نهان قشم

تبلیغات تبلیغات

درد و دل

وقتی پای درد و دل دخترایی میشینم که ازم کوچیکترن حداقل پنج شش سال ، (البته این مورد آخر ۱۶ سالش بود ) احساس میکنم که واقعا یا نادونن یا کودن یا توی خوشبینانه ترین حالت ساده لوح ، آخه چطور میشه ی پسری همه ی موقعیت های دسترسی بهت رو داشته باشه اونوقت نیاد بهت پیشنهاد رابطه و بعد از مدتی آشنایی ، پیشنهاد ازدواج بده؟؟؟؟؟ اصلا مردا اندازه ی ما زنا تحمل ندارن وقتی یکی و بخوان هر جور شده میرن تو دل ماجرا و خودشون و آماده میکنن و خیلی رک و واضح حرف دلشونو میزنن ،
ادامه مطلب

۱۳ به در

آخ آخ که دیر اومدم بنویسم ولی اشکال نداره شما بپذیرید ما امروز تصمیم گرفتیم بریم مسابقات اسب دوانی به جای سیزده به در سنتی مون ، اول افطار کردیم و به همراه اش کاهو سکنجبین مون و هم زدیم بر تمام عصب های چشایی ، بعد رفتیم فینال مسابقات اسب دوانی ، جای همه خالی تجربه ی خیلی قشنگی بود ، نفر اول مسابقات هم از تیم سوارکاری فرانسه بود . حیف که خانواده ام یک روز زودتر برگشتن ایران وگرنه همه با هم میرفتیم و کلی بهمون خوش می‌گذشت ، امیدوارم تک تک آرزوها یی که امروز
ادامه مطلب

علاقمندی عجیب

تازه متوجه شدم نسبت به شمع یک علاقه ای دارم ، مثلا شمع های مدل داری که توی خونه مامانم اینا داریم و هیچ موقع روشن نمیکنم ، فقط شمع های بلند یا وارمر یا شمع هایی که یک ظرفی دارن (مثل شمع لیوانی یا شمع کاسه ای ) رو روشن میکنم ، چرا؟؟؟؟ حتی با اینکه اصلا از صابون جامد استفاده نمیکنم ولی از داشتن صابون با شکل های مختلف خوشم میاد ، مثلا یکی از مسافرهای ترکیه ایم یک صابونی رو توی یک باکس فلزی گل گلی خیلی قشنگ بهم هدیه داد ، ۱۰ سال ازون روز میگذره ولی من اصلا
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها